This entry was posted on پنجشنبه, مارس 19th, 2009 at 1:39 ق.ظ and is filed under خاطرات, شخصی, عمومی. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.


افکار کودکانه
بازهم یوزی وبلاگستان با یک بازی جدید پای به دنیای خاطره ها گذاشته یوزی از ما خواسته خاطره ای از دوران کودکی که نشات گرفته از ذهن کودکانه ی ما بوده تعریف کنیم ، خود یوزی از داستان دوزندگی و ماجراهای زن دوم و سوتی های خودش گفته یکی یدونه هم از ماجرای کارهای بد بد مامان و بابا ها تعریف کرده و از چراهای زیر پتو و بایدها و نباید های که در ذهن کودکانه اش گذشته برای ما نوشته ، البته منم از همون دوران ای کیو بالا بودم و تمام مسائل رو زود میگرفتم اینجا بود که کلی برای من سخت ه که بتونم خاطره ای تعریف کنم اما خوب که فکر کردم دیدم نه بابا ای دل غافل من م اون روزا در دوران کودکی افکار بامزه ی داشتم داستان تولید نسل برای من و ذهنیت کودکانه ی من روشی با حال و دور از ذهن داشت که هر زمان به اون روزا فکر می کنم لبخندی بر روی لبم میشنه همیشه فکر می کردم که بعد از ازدواج زن و مرد ، هر زمان که اون زوج خوشبخت بخوان فرزندی داشته باشند از اسمون ها با پرنده ای براشون بچه ای اورده میشه بعدها وقتی شکم یه زن باردار رو دیدم و بعد ترها ماجرای درد قبل از زایمان زن همسایه که چنان داد و بیداد می کرد رو شنیدم و بعدون ترها که بزرگ تر شدم پی به این ماجرا بردم که نه پرنده ای در کاره و نه سبدی که ارزوی زوج ا رو براورده کنه بلکه به روایت یکی یدونه تولید نسل ثمره ی همون کارای بدبد مامان باباها ست که باعث بوجود اومدن یک بچه میشه و بعد از چند ماه اون بچه در شکم مادر شکل میگیره و دنیا میاد به افکار کودکانه ام که فکر می کنم لبخند به لبام میشنه ، من همه تمام پیوندهای وبلاگمو به بازی دعوت می کنم امیدوارم که دوستان این بازی رو ادامه بدهند
7 Responses to “افکار کودکانه”
Leave a Reply


ای دل غافل؛ همه در غفلت بودیما
به همچنین!
به به
این مامان باباها خوب بچه ها رو میزاشتن سر کار
فکر کنم این فکر بر میگرده به کارتونه بامبی همون فیله که از آسمون براش بچه اومد اسم کارتون رو درست گفتم؟؟
منم بعد از دیدن این کارتون همیشه فکر میکردم با سبد برای مامان بابا مون آوردنمون .
آخی یادش به خیر … بچه که بودیم چه افکاری داشتیم
سیروس عزیز با سلام و عرض پوزش نشات درست است به جای (نشعت)
[...] وبلاگ سیروس - افکار کودکانه / بچه هایی که از آسمان می آمدند [...]
اينجا را هم ببينيد : خيلي جالبه
پيشنهاد بي شرمانه به كارخانه دار مُرده !
http://ab_o_atash.persianblog.ir/post/163