اين روزها روزهايي هستند که هم نو اند و هم کهنه نواند چون تا حالا نيامده بودند و کهنه چون قبلا تکرار شده اند . روزهاي آخر سال . روزهايي که ما را ميبرند به زمانهاي دور به آنوقتها که نمي دانستيم زمان چيست. انوقتها که خوشحال مي شديم عيد مي ايد،روزهايي که شادمانه اب حوض را بر هم مي پاشيديم ، روزهايي که با تمام وجودمان اعتقاد داشتيم در سال نو بايد کينه ها را دوربريزيم و مي ريختيم روزهايي که براي خانوادهامان آرزوي سالي سرشار از تندرستي، شادي ، بهروزي و آرامش مي کرديم،روزهاي که  اميد داشتيم سال جديد برايمان کرداري نيک گفتاري نيک پنداري نيک به ارمغان آورد روزهايي که اعتقاد داشتيم هيچ وقت کسي را نا اميد نکنيم وسفره مبارك هفت سين را مي گسترانيديم  به اميد آنکه رونقش  بيشترازهميشه باشد و با اين اميد كه سال نو بركت سفرهامان بيشتر از هميشه باشد ،و با اين اميد که سال نو سالي باشد سرشار از حس انسان دوستي، وسرشار از موفقيت هاي بزرگ براي آنان که دوستشان داريم و دوستمان دارند ,درپايان  اميدوارم که سال نو سالي توام با سلامت و تندرستي براي تو همسرعزيز و نازنينم باشد