Love Story

هدفون را به موبايلم وصل کرده ام مثل هميشه ، خش خش مي کند و مثل هميشه اينجا فلان شهر راديو ايران ، شايد مي گفت اينجا ايران راديو فلان شهر بگذريم ، ياد گذشته بخير روبروي درخت انار نشسته بوديم با شاخه هاي عريان ش که گنجشک ها روي آن در سرما پف کرده اند ، ياد لبخند هاي تو که مثل گل هاي نرگس حاشيه حوضمان  انگار به شوق آمدن کسي باز مي شوند بخير ، من بايد بروم مثل هميشه از مغازه ي زينت خانم همسايه مان لواشک بگيرم تا شب هاي پاييزي چموشي که در راه است را با هم سر کنيم ، مادر بادمجان هاي خشک را توي آب نمک ريخته بود انگار پلو هم بار گذاشته بود ، طعم غذا همه ي خانه را پر کرده ، يکسالي مي شود  که صدايت را نشنيده ام و حتي براي چند ثانيه صورتت را نديده ام ، پري جان سراپاي وجودم تب دارد باور کن هذيان نمي گويم نه شايد گاه گاهي هذيان مي گويم يک نفر بايد مرا ببرد شاه زاده زيدبن علي ببندد به شاخه هاي گزبني تلخ تا خواب شيرين تو از سرم بپرد ، تو بايد بيايي بيد مجنون محله منتظراست تو بايد بپيچي سمت هيچ کجاي محله که آفتابي ست ، که به خواب من خواهد وزيد من تب دارم پري جان مرا ببر پيش بي بي سکينه ، نه ببر پيش خودت مرا ببر پيش کبوتر هاي ، آرزوهاي بغض کرده مان ، اين روز ها باد که مي آيد مي روم سر راه مي نشينم تا خبري از تو برايم بياورد ، يادش بخير وقتي همه داشتند توي خواب هاي عميق شان سفره عزاي ما را مي چيدند من و پري از ديوانگي هايمان مي گفتيم آن شب پري همه ي گل هاي چيني مادرش را آورد همينطور بي هوا ريخت روبروي من، هي براي هم شعر مي خوانديم از همه جا گفتيم ، يادش بخير ،خيلي وقت است گم ش کرده ام توي آن همه گل چيني خيلي وقت است دلم را، بهارم را گم کرده ام ، مادر و همه مي ديدن که دارم غروب مي کنم توي خرده شيشه هاي خنچه ي پري ، اما هيچ کدام کاري برايم نکردن، مادرم و همه مي گفتن مرد که گريه نمي کند اما من گريه کردم ، يا من مرد اين عشق نبودم يا اين درد چنان مرد افکن بود که جز ناله هاي گاهگاه چيزي برايم باقي نگذاشته و حالا که يک سال از آن ماجرا گذشته است ، پري گلم بيا مرا ببر پيش يک روانپزشک و وقتي من توي اتاق انتظار نشسته ام آرام به او بگو که سيم هايم قاطي کرده است بگو هذيان مي گويم ، بگو مرا بسپار دست مردان  آه – سايشگاه ، بگو چقدر دلم شانه اي براي گريه مي خواهد ، پري جان ، چقدر روزهاي هفته ام بي تو تنهاست ، دلم مي خواهد تمام پاييز، انارهاي سرخ را قاچ کني و من دانه هاي سرخ دلم را در خون چکان انگشتانت به نظاره بنشينم ، من چقدر بي تو بوده ام ؟ يکسال ، من بغض کرده ام روزي صد بار دارم مي ميرم و زنده مي شوم امشب چند شنبه چندم مهرماه درست ساعت ده اتفاق تازه اي نخواهد افتاد؟

Htc Hd2

بعد از مدت ها دست و پنجه نرم کردن با اين يار نا موافق ، يک روز عصر که داري با يک همکار بحث مي کني مي بيني طرف خوشش از گوشي تلفن همراهت مي آيد و تو هم از فرصت استفاده مي کني و اين نوکيا ان 86ت را قالب مي کني به طرف  و گوشي ت را با قيمتي کمتر از قيمتي که خريدي البته نه به اندازه ي که زياد از قيمتش کم باشد به طرف فروختي وچند ساعت بعد همينطوري يک گوشي موبايل ديگر خريدي البته اين فارسي وان هم بي تاثير نبود در خريد گوشي جديدم ، آنقدر در گوش ما خواند اچ تي سي که ما هم رفتيم و بدون تحقيق يک گوشي اچ تي سي ، اچ تي 2 خريدم امروز هم اينجا براي شما نوشتيم که چه کرده ايم البته اين گوشي يک مشکلي دارد که با نصب يک نرم افزار بر طرف مي شود آن هم اينکه اس ام اس فارسي را نمي شناسد و بايد يک فارسي ساز رويش نصب شود که مشکلش حل گردد،خلاصه همين تنها خبر جديد زندگيم بود که اينجا نوشتم فارسی ساز اچ تی سی ، اچ تی دو رو در ادامه مطلب میزارم شاید کسانی این مشکل رو داشته باشند

Password :  www.sirous.org

PersianHtc (1.4 MB, 103 downloads)
All Rights Reserved 2008-2015 Designed & Developed by www.sirous.org & www.shakarami.com