Wind Power

 روزگار چه سریع مثل برق باد از جلوی چشمای ما میگذره و غبارش رو برظاهر ما میزاره پستی و بلندیاش خوب و بدش شادی و غم هاش همه وهمه زندگی من شما رو تشکیل میده گاهی وقتی فکر زندگی فکر گذشته ها فکر اتفاق های زندگیم فکر کارایی که باید می کردی و نکردی فکر کارایی که نباید انجام می دادی انجام دادی فکر پول فکر کار فکر همه چی فکر خیلی چیزا که زندگیمو از این رو به اون رو کرد فکر این همه شیفت دادن فکر اینکه دیگه از خیلی چیزا خسته شدم فکر اینکه واقعا دلم تنگ میشه برای خیلی چیزا و خیلی کس ا فکر اینکه زندگی چقدر زود گذشت واقعا زندگی م چقدر زود گذشت و میگذره همه فکر مو مشغول خودش میکنه !چند روز دیگه یه اتفاق بزرگ تو زندگی خانواده مون رخ میده ، داداش کوچیکه ، اونی که از همه کوچیکتره قراره داماد بشه کلی براش خوشحال م و این اتفاق بعد مدتها شادی رو به دلم آورده

Living Color

Living Color

بعد نه ماه که یه بچه تو شکم مادرش کامل میشه ، وقتی که بچه میخواد دنیا بیاد می ترسه ، ترسش از دنیا و همه ی اتفاقای این دنیاست ،اما یدون  فرشته از طرف خدا میاد پیشش و بهش میگه آماده شو تا بریم یه دنیایی که جنگل داره آسمون آبی پر از ستاره داره !بچه بازمی ترسه بکشنش بعد فرشته هولش میده به این دنیا و تا آخر عمر مراقبش هست  ، حالا ! اون بچه شاید منم و شاید شما ! اما اون بچه وقتی پاشو تو این دنیا میزاره همه چی می بینه جزفرشته جزاون چیزای خوبی که فکرشو می کرده ! اما حالا خیلی وقته منتظرم که اون فرشته برگرده و بیاید من و ببره به یک دنیای بزرگتر ! اخ که دلم چقدر برای شنیدن صدای خیلی ا که دوستشون دارمو الان بین ما نیستن تنگ شده . احمد شاملو: ابر می گرید باد می گردد و به خود این گونه نجوا می کند عابر: با چنین هر درزدن ، هر گوشه گردیدن، در شبی که ش و هم از پستان چونان قیر نوشیدن زهر، ره گذار مقصد فردای خویش ام من .. ورنه در این گونه شب این گونه باران این چنین توفان که می تواند داشت منظوری که سودی در نظر با آن نبندد نقش ؟ مرغ مسکین ! زنده گی زیباست خورده و خفتی نیست بی مقصود . می توان هر گونه کشتی راند بر دریا: می توان مستانه در مهتاب با یاری بلم بر خلوت آرام دریا راند می توان زیر نگاه ماه با آواز قایق ران سه تاری زد لبی بوسید

Love story

Love story

ميگه نامرده ميگم مگه عاشقش نبودي؟ميگه بودم کمي کمث ميکنه ميگه نميدونم ! يادمه چندی پيش يه چيزاي میشنیدم که کلي مخ مو مشغول خودش کرد ! اينجوري بود که : وقتي دونفر عاشق هم ميشن يعني با هم هستن تو بدنشون يه تغييرات شيميايي بوجود مياد که از اين قراره ،تستسترونت و استروژن بدن شون زياد ميشه و اين زياد شدن باعث اين ميشه که اون دو نفر عاشق هم بشن اينجاست که دوپامين و سرتونين بدنشون باز فعال تر ميشه ، سرتونين مهم ترين ماده ي شيميايي عشق ه ، سرتونين به طور موقت آدم رو ديونه ميکنه، مرحله ي بعدي عشق زمانيه که اون دوتا عاشق ميخوان رابطه برقرار کنن و در نهايت اين رابطه منجر به ازدواج ميشه تو اين مرحله اکسي توسين با سوپرسين ترشح ميشه اکسي توسين وقتي زن و مرد با هم ازدواج ميکنن ترشح ميشه البته زماني که زن ميخواد به بچه شم شير بده ترشح ميشه ، يه تحقيقي هست که ميگه عشق زن به بچه ش مثل عشق زن به مردش ه ، موضوع جالبتر سرتونين ه ! سرتونين باعث ميشه نسبت به عيب هاي ديگران گور بشي ! به خاطر همينه دختر خوشگله ي کلاس ميره با پسره زشته ي کلاس دوست ميشه ! بعدا همه دوستاي دختره بهش ميگن پسره زشته و با پسره بهم بزنه !چون پسره خيلي زشته !ولي حرفاي دوستاي دختره روش تاثيري نداره !چون سرتونين باعث ميشه دختره نتونه باپسره بهم بزنه ! البته ممکنه بعد دوسال بتونه چون غلظت اين مواد تا دوسال زياده حتي ممکنه سه تا چهار سال غلظت اين مواد ادامه داشته باشه خلاصه ممکنه غلظت اين ا که گفتم تو بدن بعضي کم و زياد باشه ولي وقتي تو چشاي عشق ت نيگاه مي کني نمي توني جلوي دوپامين و اکسي توسين و تستسترون استروژن بدنتو بگيري و دلت ميخواد يه گاز گوچول موچولو ازش بگيري ! نتيجه اخلاقي اينکه اينقده عشق رفته رو ، سرزنش نکنيد چون اون تنها داره به واکنش اي شيميايي بدنش جواب ميده !شايد نامرد يا نازن باشه ولي واکنش اي بدنش م کار خودشونو مي کنن !جوابمو ميده که: ميدونم عشق پوچ و بي معني ه ولي هيچ وقت تو رابطه م دروغ نميگم و هميشه در مورد احساساتم با طرف مقابلم صادق م جوابي براش ندارم نه دوپامين و نه اکسي توسين نه تستسترون . استروژن م بدنم فعاليتي نمي کنن که جواب قاطع براش داشته باشم

All Rights Reserved 2008-2015 Designed & Developed by www.sirous.org & www.shakarami.com